خانه مجله عمومی

حرفه‌های در حال فراموشی بازار بزرگ تهران؛ روایتی از مشاغلی که نفس آخر را می‌کشند

حرفه‌های در حال فراموشی بازار بزرگ تهران؛ روایتی از مشاغلی که نفس آخر را می‌کشند

حرفه‌های در حال فراموشی بازار بزرگ تهران؛ روایتی از مشاغلی که نفس آخر را می‌کشند

سفری در کوچه‌پس‌کوچه‌های بازار بزرگ تهران و روایتی از حرفه‌های کهن مانند ساعت‌سازی، قلم‌زنی، دباغی و قماش‌فروشی که در آستانه فراموشی قرار گرفته‌اند....

۱۴۰۵/۰۶/۲۵ ۲۳:۰۰ • 0 • 0

مقدمه: بازاری که روزگاری قلب تپنده ایران بود

بازار بزرگ تهران تنها یک مجموعه تجاری نیست؛ موزه‌ای زنده از تاریخ، فرهنگ و اقتصاد ایران است که قرن‌هاست در آن، هنر و تجارت در هم تنیده شده‌اند. در سرازیرها و تیمچه‌های این بازار، مشاغلی جان گرفته‌اند که هر یک، روایتگر بخشی از هویت اقتصادی و اجتماعی این سرزمین‌اند. اما امروز، بسیاری از این حرفه‌ها در آستانه فراموشی کامل قرار گرفته‌اند و صدای چکش ساعت‌سازان، صدای قلم روی فلز قلم‌زن‌ها و بوی چرم دباغ‌خانه‌ها کم‌کم از کوچه‌های بازار محو می‌شود. این مقاله، روایتی است از مشاغلی که نفس‌های آخر را می‌کشند و یادآوری ضرورت پاسداشت میراثی که با آن زندگی کرده‌ایم.

ساعت‌سازان بازار: نگهبانان زمان در روزگار دیجیتال

در دل بازار بزرگ تهران، حجره‌های کوچکی وجود دارد که در آن‌ها ساعت‌های قدیمی دیواری، جیبی و مچیِ آنتیک، روی دیوارها زمان را به نمایش می‌گذارند. ساعت‌سازان و ساعت‌بازان قدیمی، هنرمندانی بودند که با دقتی چشمگیر، سازوکار پیچیده ساعت‌های مکانیکی را تعمیر و تنظیم می‌کردند. نسل‌هایی از این استادان، فن خود را از پدران و پدربزرگان خود آموخته بودند و ابزارآلات ظریفشان، از ذره‌بین و انبرهای مخصوص تا چرخ‌دنده‌های ریز، گنجینه‌ای از دانش فنی بود.

امروزه با گسترش ساعت‌های هوشمند و دیجیتال و کمرنگ شدن فرهنگ تعمیر به جای جایگزینی، شمار ساعت‌سازان سنتی به تعداد انگشت‌شماری از استادان کهنسال رسیده است. جوانان کمتر به این حرفه روی می‌آورند، زیرا درآمد آن در برابر مشاغل مدرن، چندان دل‌ربا نیست و آموزش آن نیز سال‌ها صبر و حوصله می‌طلبد.

قلم‌زن‌ها و حکاکان: هنری که با چکش و قلم جان می‌گرفت

قلم‌زنی روی فلزات، یکی از اصیل‌ترین هنرهای ایرانی است که در بازارهای سنتی جایگاه ویژه‌ای داشت. قلم‌زنان بازار تهران، بر روی مس، برنج و نقره، نقش‌های اسلیمی، ختایی و پرندگان را با ضرب‌های منظم چکش بر روی قلم، جاری می‌کردند. ظرف‌های مسی و سینی‌های برنجی حکاکی‌شده، سال‌ها سفره‌های ایرانی را آراسته و هدایای رسمی را متمایز می‌کردند.

امروز، ورود محصولات صنعتی ارزان‌قیمت و تغییر سلیقه مصرف‌کنندگان، این هنر را به حاشیه رانده است. قلم‌زن‌های باقی‌مانده اغلب سفارش‌های محدودی برای اقلام یادگاری و تزئینی دارند و پیوستگی نسل‌های آینده در این هنر، با تردیدی جدی روبه‌روست. کارگاه‌هایی که روزگار صدای همهمه چکش‌ها در آن‌ها طنین‌انداز بود، اکنون یکی‌یکی بسته می‌شوند.

دباغ‌ها: بوی چرم و خاطره صنعتگری سنتی

دباغی، یعنی تبدیل پوست خام دام به چرم قابل استفاده، از کهن‌ترین صنایع بشری است. در گذشته، دباغ‌خانه‌ها در حاشیه بازار و محله‌هایی چون سنگلج فعال بودند و چرم تولیدی آن‌ها، ماده اولیه سازندگان کیف، کفش، زین و افزارهای گوناگون بود. دباغان با استفاده از مواد طبیعی و تجربه‌ای که سینه‌به‌سینه منتقل می‌شد، چرمی بادوام و خوش‌بوی تولید می‌کردند.

امروزه صنعت چرم‌سازی مدرن، با ماشین‌آلات پیشرفته و مواد شیمیایی صنعتی، جای دباغی سنتی را گرفته است. ملاحظات زیست‌محیطی، بو و آلودگی فرایند سنتی و پایین بودن حاشیه سود، این حرفه را تقریباً از چرخه اقتصادی بازار خارج کرده است. آنچه بر جای مانده، نام کوچه‌ها و محله‌هایی است که یادگار این شغل کهن‌اند.

قماش‌فروش‌های قدیمی: شکوه تیمچه‌هایی که خاموش می‌شوند

تیمچه‌ها و سراهای بازار بزرگ تهران، روزگاری مرکز خرید و فروش پارچه‌های فاخر ایرانی و خارجی بودند. قماش‌فروشان قدیمی، با دانشی عمیق از جنس، بافت و مرغوبیت پارچه‌های ترمه، مخمل، کرباس، شال و حریر، مشتریان را راهنمایی می‌کردند و تجارتی پرشکوه را اداره می‌کردند. حجره‌های آنان با قفسه‌های چوبی بلند و بسته‌های پارچه که با دقت تا می‌شد، نمادی از فرهنگ بازرگانی ایرانی بود.

با ظهور مراکز خرید مدرن، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و تجارت الکترونیک، شمار قماش‌فروشان سنتی به‌شدت کاهش یافته است. بسیاری از حجره‌های پارچه‌فروشی به واحدهای فروش پوشاک آماده یا انبارهای عمده‌فروی تبدیل شده‌اند و آن شکوه و آداب معامله قدیمی، تنها در خاطره بازرگانان کهنسال باقی مانده است.

سایر مشاغلی که از صحنه بازار محو می‌شوند

در کنار چهار حرفه یادشده، مشاغل دیگری نیز در بازار بزرگ تهران در آستانه فراموشی‌اند:

  • قالی‌شویی و قالی‌ترمیم‌کاران: استادانی که هنر ترمیم فرسودگی و رفوگری فرش‌های دستباف را با ظرافتی کم‌نظیر انجام می‌دادند.
  • طلاکش‌ها و زرکوب‌ها: سازندگان رشته‌های طلایی و نقره‌ای برای زیورآلات سنتی و رودوزی‌های روی پارچه.
  • سبدبافان و حصیربافان: تولیدکنندگان ظروف و ابزارهای حصیری که جای خود را به محصولات پلاستیکی دادند.
  • قفل‌سازان سنتی: هنرمندانی که قفل‌های آهنی اصیل با طرح‌های هندسی می‌ساختند و امروز تنها چند کارگاه از آنان باقی است.
  • دستفروشان و عطاری‌های قدیمی: فروشندگان گیاهان دارویی و ادویه‌های سنتی که با ورود سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های مدرن، کم‌شمار شده‌اند.

چرا این حرفه‌ها در حال از بین رفتن‌اند؟

زوال مشاغل سنتی بازار بزرگ تهران، ریشه در مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و اجتماعی دارد:

  • تغییر الگوی مصرف و گرایش جامعه به کالاهای صنعتی و مدرن؛
  • نبود برنامه‌های آموزشی منسجم برای انتقال مهارت‌ها به نسل جوان؛
  • کم‌شدن سودآوری مشاغل سنتی در برابر هزینه‌های بالای زندگی؛
  • گسترش تجارت الکترونیک و مراکز خرید مدرن؛
  • دشواری و زمان‌بر بودن یادگیری هنرهای ظریف و دستی.

راهکارهای حفظ میراث حرفه‌ای بازار

نگه‌داشت این میراث ارزشمند، نیازمند اقدامی هماهنگ از سوی نهادهای فرهنگی، اقتصادی و خود اصناف است. برخی راهکارهای مؤثر عبارت‌اند از:

  • ثبت این مشاغل به‌عنوان میراث معنوی و حمایت رسمی از استادان صاحب‌فن؛
  • راه‌اندازی کارگاه‌های آموزشی و دوره‌های استاد–شاگردی با پشتیبانی مالی؛
  • معرفی بازار به‌عنوان مقصد گردشگری فرهنگی و ایجاد مسیرهای بازدید از کارگاه‌های سنتی؛
  • ترویج محصولات دست‌ساز از طریق برندسازی و فروش آنلاین؛
  • ایجاد موزه مشاغل بازار برای مستندسازی ابزارها، تصاویر و خاطرات استادان.

راهنمای بازدیدکنندگان بازار: چگونه شاهد این میراث باشیم؟

بازدیدکنندگان بازار بزرگ تهران می‌توانند با گام‌زدن در سرای امیر، تیمچه حاجب‌الدوله و راسته‌های قدیمی، با بقایای این مشاغل از نزدیک آشنا شوند. خرید از حجره‌های سنتی، گفت‌وگو با استادان کهنسال و عکاسی از جزئیات کارگاه‌ها (با اجازه صاحبان آن‌ها)، هم به حفظ اقتصاد این حرفه‌ها کمک می‌کند و هم خاطره‌ای ماندگار از فرهنگ اصیل ایرانی رقم می‌زند. بهتر است بازدید در ساعات اولیه روز انجام شود تا حال‌وهوای واقعی بازار لمس گردد و از گرمای ظهر و ازدحام جمعیت پرهیز شود.

نتیجه‌گیری

بازار بزرگ تهران، زنده‌ترین سند اقتصاد و فرهنگ ایرانی است؛ اما حرفه‌هایی که جان آن را می‌ساخته‌اند، یکی پس از دیگری در حال خاموشی‌اند. ساعت‌سازان، قلم‌زن‌ها، دباغ‌ها و قماش‌فروش‌های قدیمی، تنها نام‌هایی نیستند؛ حاملان دانش، ذوق و اخلاق کارند. اگر امروز برای حفظ آن‌ها نکوشیم، فردا تنها دیوارهایی خواهیم داشت که زمانی پذیرای صدای چکش استادان بود. پاسداشت این میراث، هم وظیفه‌ای فرهنگی است و هم سرمایه‌گذاری هوشمندانه برای آینده اقتصاد و گردشگری ایران.

نظرات کاربران (0 نظر)

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید

ورود به حساب کاربری

هنوز نظری ثبت نشده است.