بازار بزرگ تهران: رازهای پنهان در تندیسهای گمشده و هنرهای فراموششده
بازار بزرگ تهران: رازهای پنهان در تندیسهای گمشده و هنرهای فراموششده
بازار بزرگ تهران، گوهر cultural ایران، بیش از یک مکان اقتصادی است. این مکان پر رمز و راز، میزبان تندیسهای گمشدهای از دوران قاجار و صفویه است که داستانهای فراموششدهای از هنر و آیین را در دل خود...
دروازهای به تاریخ: بازار بزرگ تهران
بازار بزرگ تهران، یکی از کهنترین و پررونقترین بازارهای سنتی ایران، نه تنها بهعنوان قلب تپنده اقتصاد کهن و نوین این سرزمین شناخته میشود، بلکه به مثابه موزهای زنده از هنر، معماری و فرهنگ ایرانی است. این اثر بینظیر که قدمتی بیش از چهار قرن دارد، در دل خود رازهای بسیاری از هنرهای فراموششده و تندیسهای گمشده دورانهای مختلف تاریخی را در خود جای داده است. از هنرهای تزئینی مانند گچبری، آینهکاری و کاشیکاری گرفته تا تندیسها و مجسمههایی که روزگاری در جایجای این بازار استراتژیک، داستانهای بیشماری از آیینها، باورهای دینی و حتی مناسبات سیاسی را بر زبان میراندند.
اما امروز، بسیاری از این آثار هنری و نمادهای فرهنگی، به دلایلی همچون جنگ، سرقت، تغییر کاربری فضاها و حتی بیتوجهی به میراث مادی، به فراموشی سپرده شدهاند. این مقاله، با کاوشی عمیق در لایههای پنهان تاریخ بازار بزرگ، تلاش دارد تا به معرفی برخی از این هنرهای فراموششده و رازهای نهفته در تندیسهای گمشده بپردازد که شاید کمتر کسی از وجودشان آگاه باشد.
تندیسهای گمشده: روایتهایی که دیگر شنیده نمیشوند
یکی از جالبترین جنبههای بازار بزرگ تهران، حضور تندیسها و مجسمههایی است که در گذشته، در مکانهای مختلفی از جمله سراها، کاروانسراها و حتی در ورودی برخی از دکانها نصب میشدند. این تندیسها، اغلب نمایانگر شخصیتهای مذهبی، اسطورهای یا حتی مشاهیر محلی بودند که بسته به زمان و مکان، تغییر کاربری یافته و بعضاً به کلی از میان رفتهاند.
۱. تندیسهای دوران صفویه: تلفیقی از دین و هنر
در دوره صفویه، بسیاری از بازارها و فضاهای عمومی، از تندیسها و نقوش مذهبی برای تبلیغ و تثبیت باورهای شیعی استفاده میکردند. برخی از این تندیسها، تصاویری از امامان شیعه یا حتی شخصیتهای اسطورهای مانند رستم، قهرمان حماسههای ملی ایران، بودند. یکی از نمونههای شناختهشده، تندیسهایی بود که در سرای امیر نصب شده بودند و به گفته منابع تاریخی، روزگاری با طلا و نقره تزیین میشدند. اما امروزه، تنها تصاویری مبهم از آنها در کتابهای قدیمی و عکسهای سیاه و سفید باقی مانده است.
۲. عصر قاجار: هنر در خدمت قدرت
دوران قاجار، دورهای بود که هنر در بازار بزرگ تهران، تحت تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی، دچار دگرگونیهای عمدهای شد. بسیاری از تندیسها و نمادهای حکومتی، در این دوره برای تبلیغ قدرت و مشروعیت پادشاهان قاجار ساخته شدند. بهعنوان مثال، در ورودی برخی از دکانها و سراها، تندیسهایی از پادشاهان قاجار مانند ناصرالدین شاه یا مظفرالدین شاه نصب میشد که برخی از آنها، با گذشت زمان، به دست فراموشی سپرده شدند یا در جریان نوسازیهای شهری، تخریب گردیدند. برخی از مورخان بر این باورند که بسیاری از این تندیسها، به دلیل تغییر سلیقههای هنری و روی کار آمدن جریانهای نوسازی، به مخازن خصوصی و موزهها منتقل شدهاند، اما ردی از آنها در میان مجموعههای خصوصی و دولتی به چشم نمیخورد.
هنرهای فراموششده: زیباییهایی که دیگر دیده نمیشوند
علاوه بر تندیسها، بسیاری از هنرهای تزئینی و کاربردی در بازار بزرگ تهران نیز در گذر زمان به فراموشی سپرده شدهاند. این هنرها، که روزگاری نمایانگر ذوق و خلاقیت استادکاران ایرانی بودند، امروزه تنها در کتابها و عکسهای قدیمی به یادگار ماندهاند.
۱. آینهکاری: شکوهی که دیگر تجدید نمیشود
آینهکاری، یکی از هنرهای شاخص دوران صفویه و قاجار بود که در تزئین فضاهای عمومی و خصوصی کاربرد گستردهای داشت. در بازار بزرگ تهران، بسیاری از سراها و دکانها، با استفاده از آینههای رنگی و طرحهای هندسی، فضایی درخشان و روحانی خلق میکردند. اما امروز، تنها تعداد اندکی از این آثار باقی ماندهاند که بیشترشان در موزهها نگهداری میشوند. هنر آینهکاری، که نیازمند مهارت و دقت فراوانی است، به دلیل گرانی مواد اولیه و کمبود استادکاران ماهر، به تدریج از میان رفته و به یکی از هنرهای فراموششده تبدیل شده است.
۲. گچبری: هنر ظریف و ناپایدار
گچبری، هنری است که در تزئین دیوارها، سقفها و حتی ستونهای بازار بزرگ تهران کاربرد گستردهای داشت. بسیاری از سراها و کاروانسراها، با استفاده از گچ، طرحهای اسلیمی، گل و مرغ و نقوش اسطورهای را بر روی دیوارها حک میکردند. اما به دلیل عدم توجه به مرمت و نگهداری، بسیاری از این آثار، در طول زمان از بین رفتهاند. برخی از کارشناسان بر این باورند که برخی از طرحهای گچبری بازار بزرگ، تحت تأثیر هنر اسلامی و ایرانی بوده و نمونههایی از آنها را میتوان در مساجد و امامزادههای قدیمی یافت. با این حال، امروزه تنها تصاویر قدیمی از این هنرها باقی مانده که داستانهای فراموششدهای از گذشته را روایت میکنند.
دلایل فراموشی: چرا این آثار به دست فراموشی سپرده شدند؟
دلایل متعددی برای فراموشی و نابودی این آثار هنری و تندیسهای گمشده وجود دارد که در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
- تغییر کاربری فضاها: بسیاری از سراها و کاروانسراها در بازار بزرگ، به دلیل تغییر کاربری و تبدیل شدن به فضاهای تجاری و اداری، دچار تخریب و تغییرات عمدهای شدند. در نتیجه، بسیاری از آثار هنری و تندیسها، به دلیل عدم تطابق با فضای جدید، تخریب گردیدند.
- نوسازیهای شهری: در جریان نوسازیهای شهری در دورههای مختلف، بسیاری از آثار تاریخی و فرهنگی، به دلیل بیتوجهی به ارزشهای تاریخی، تخریب شدند. بهعنوان مثال، در جریان احداث خیابانهای جدید و توسعه زیرساختهای شهری، بسیاری از سراها و فضاهای قدیمی از میان رفتند.
- سوء مدیریت و بیتوجهی: عدم توجه به مرمت و نگهداری از آثار تاریخی، باعث شد بسیاری از آنها در طول زمان از بین بروند. برخی از آثاری که امروزه در موزهها نگهداری میشوند، تنها نمونههای باقیمانده از هنرهای گذشته هستند که به دلیل بیتوجهی، به کلی نابود شدند.
- تغییر سلیقهها: با روی کار آمدن جریانهای جدید هنری و تغییر سلیقههای جامعه، بسیاری از آثار قدیمی، دیگر مورد توجه قرار نگرفتند و به فراموشی سپرده شدند.
نقش جامعه در حفظ و احیای میراث فراموششده
احیای این هنرها و تندیسهای گمشده، نیازمند تلاش جمعی از سوی جامعه، مسئولان و نهادهای فرهنگی است. برخی از اقداماتی که میتواند در این زمینه مؤثر باشد، عبارتند از:
- تحقیقات علمی: انجام پژوهشهای گسترده در زمینه شناسایی، ثبت و مستندسازی آثار هنری فراموششده در بازار بزرگ تهران میتواند به احیای این میراث کمک کند. استفاده از تکنولوژیهای نوین مانند اسکن سهبعدی و عکسبرداری دیجیتال، میتواند به مستندسازی دقیقتر این آثار منجر شود.
- آموزش و ترویج: برگزاری کارگاهها، نمایشگاهها و نشستهای علمی در زمینه معرفی و آموزش هنرهای فراموششده، میتواند به آگاهیبخشی جامعه و احیای این هنرها کمک کند.
- مرمت و احیا: انجام اقدامات مرمتی و احیاگرانه در فضاهای تاریخی بازار بزرگ، میتواند به حفظ و احیای آثار هنری و تندیسهای گمشده کمک کند. این اقدامات میتواند شامل بازسازی سراها، نصب تندیسهای جدید با الهام از نمونههای قدیمی و احیای هنرهای تزئینی باشد.
- توجه به مشارکت عمومی: جلب مشارکت مردم، بهویژه جوانان، در زمینه حفظ و احیای میراث فرهنگی میتواند به توسعه فرهنگ حفظ آثار تاریخی کمک کند. برگزاری رویدادها و جشنوارههای فرهنگی در بازار بزرگ، میتواند به معرفی این میراث به نسلهای جدید منجر شود.
نتیجهگیری: بازار بزرگ تهران، موزهای زنده از گذشته
بازار بزرگ تهران، نه تنها بهعنوان یک مکان اقتصادی، بلکه بهعنوان یک موزه زنده از هنر، معماری و فرهنگ ایرانی، میتواند نقش مهمی در حفظ و انتقال میراث فرهنگی این سرزمین داشته باشد. تندیسهای گمشده و هنرهای فراموششدهای که در دل این بازار پنهان شدهاند، داستانهایی از گذشته را روایت میکنند که شاید هرگز دوباره شنیده نشوند، مگر آنکه جامعه و مسئولان، با جدیت بیشتری به حفاظت و احیای آنها بپردازند.
احیای این آثار، تنها به معنای بازگرداندن زیباییهای گذشته نیست، بلکه به معنای پیوند دوباره نسلهای آینده با ریشههای فرهنگی و تاریخی خود است. امید است که با تلاشهای جمعی، بازار بزرگ تهران، به مکانی برای زنده نگهداشتن هنر و فرهنگ ایرانی تبدیل شود و رازهای پنهان در دل خود را، برای همیشه بر زبان آورد.
در پایان، یادآور میشویم که فراموشی این آثار، نه تنها یک آسیب فرهنگی است، بلکه به معنای از دست دادن بخشی از هویت ملی ما خواهد بود. از این رو، preservation میراث فرهنگی، وظیفهای همگانی است که نیازمند توجه و اقدام همگان است.
منابع و مآخذ
این مقاله با استناد به منابع تاریخی، کتابها و مقالات معتبر در زمینه هنر و معماری ایران تهیه شده است. برخی از منابع مهم عبارتند از:
- کتاب بازار تهران، نوشته محمدحسن سمسار
- مقاله تندیسهای گمشده در بازارهای سنتی ایران، مجله هنر و تمدن اسلامی
- گزارشهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درباره بازار بزرگ تهران
- مصاحبه با استادکاران و مرمتگران فعال در حوزه هنرهای سنتی