خانه مجله عمومی

بازار بزرگ تهران: خاله‌ها و بچه‌های بازار در تاروپود اقتصاد سنتی

بازار بزرگ تهران: خاله‌ها و بچه‌های بازار در تاروپود اقتصاد سنتی

بازار بزرگ تهران: خاله‌ها و بچه‌های بازار در تاروپود اقتصاد سنتی

بازار بزرگ تهران، نمادی از فرهنگ و تاریخ ایران، پناهگاه زنان و کودکان کارگر بود که نقش‌های نامرئی اما حیاتی در اقتصاد سنتی ایفا می‌کردند. این مقاله، روایت رنج‌ها و تلاش‌های آنان در پس پرده تاریخ را...

۱۴۰۵/۰۴/۰۵ ۲۰:۰۱ 0 0

بازار بزرگ تهران: خاستگاه تاریخ اجتماعی و اقتصادی

بازار بزرگ تهران، به عنوان یکی از کهن‌ترین و گسترده‌ترین مراکز تجاری خاورمیانه، نه‌تنها نمادی از شکوفایی اقتصادی بلکه گنجینه‌ای از داستان‌های انسانی است که کمتر به آن پرداخته شده است. در پس سکوهای قدیمی، دکان‌های پر از اجناس، و راهروهای پر پیچ‌وخم، روایت‌هایی از زنان و کودکان به گوش می‌رسد که نقش‌های نامرئی اما سرنوشت‌ساز در حیات این نهاد سنتی ایفا می‌کردند. این مقاله تلاش دارد با نگاهی جامعه‌شناختی و تاریخی، به بررسی جایگاه زنان و کودکان در اقتصاد سنتی بازار بپردازد و از طریق روایت‌های تاریخی و مردم‌نگاری، چهره پنهان آنان را آشکار سازد.

زنان در حاشیه بازار: از خاله‌ها تا بازاریان نامرئی

در ساختار سلسله مراتبی بازارهای سنتی ایران، زنان اغلب در حاشیه فعالیت می‌کردند. اصطلاح «خاله» در بازار به زنانی اطلاق می‌شد که به عنوان دلال، واسطه، یا حتی کارگر غیررسمی در خدمت بازاریان مرد بودند. این زنان، که اغلب از طبقات ضعیف جامعه بودند، با مهارت‌هایی همچون بافندگی، خیاطی، یاEven هنرهای دستی، محصولات را به بازار می‌رساندند و در عین حال، به عنوان مشاوران غیررسمی برای خریداران و فروشندگان عمل می‌کردند. یکی از پژوهشگران معاصر، «فاطمه صادقی»، در کتاب خود «زنان در بازارهای سنتی ایران»، به نقش این زنان به عنوان «پل‌های انسانی» میان دنیای خصوصی خانه و فضای عمومی بازار اشاره می‌کند.

علاوه بر خاله‌ها، زنان دیگری نیز در بازار فعالیت داشتند که نقش‌شان کمتر شناخته شده است:

  • بازاریان زن: اگرچه حضور مستقیم زنان به عنوان مالک دکان در بازارهای بزرگ کمتر دیده می‌شد، برخی از آنان با بهره‌گیری از فضای خانگی خود، اقدام به فروش محصولات دستی یا مواد غذایی می‌کردند. نمونه بارز آن، «قصابی‌های زنانه» بود که گوشت و مرغ را در خانه‌های خود آماده و به بازار می‌فروختند.
  • صاحبان کارگاه‌های خانگی: بسیاری از زنان در خانه‌های خود اقدام به تولید کالاهایی همچون قالی، پارچه، یا ظروف سفالی می‌کردند که بعداً توسط مردان به بازار عرضه می‌شد. این تقسیم کار جنسیتی، اگرچه زنان را از حضور مستقیم در بازار محروم می‌کرد، اما آنان را به ستون‌های پنهان اقتصاد سنتی تبدیل می‌نمود.
  • خدمات پنهان: زنان همچنین در نقش خدماتی همچون نظافت دکان‌ها، پخت غذا برای کارگران بازار، و حتی به عنوان «دختران خاله» (واسطه‌های محلی) فعالیت می‌کردند. این خدمات، اگرچه کم‌ارزش تلقی می‌شد، اما به ثبات و کارایی بازار کمک شایانی می‌نمود.

کودکان کار در بازار: قربانیان بی‌صدا

کودکان نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از بافت بازار بودند که اغلب از سنین پایین به کار گرفته می‌شدند. اصطلاح «بچه‌های بازار» به کودکانی اطلاق می‌شد که در نقش‌های مختلفی همچون:

  • دسته‌داران: کودکانی که وظیفه داشتند اجناس خریداری‌شده توسط مشتریان را به خانه‌های آنان برسانند.
  • کارگران غیررسمی: در کارگاه‌های کوچک، کودکان به عنوان دست‌یارانی برای بزرگسالان فعالیت می‌کردند و مهارت‌هایی همچون بافندگی، چرم‌دوزی، یاEven تعمیرات ساده را فرا می‌گرفتند.
  • پاسداران بازار: برخی کودکان به عنوان دیده‌بان یا راهنما برای مسافران و تازه‌واردان به بازار عمل می‌کردند و در قبال دریافت اندکی انعام، خدماتشان را ارائه می‌دادند.

پژوهش‌های تاریخی، از جمله کتاب «زندگی روزمره در بازارهای تهران قاجاری» نوشته «محمدعلی کاتوزیان»، نشان می‌دهد که بسیاری از این کودکان از خانواده‌های فقیر بودند و کار در بازار، تنها راه بقا برای آنان به شمار می‌رفت. در عین حال، شرایط کار برای آنان اغلب سخت و خطرناک بود. گزارش‌های دوران قاجار از حوادثی همچون سقوط از سقف دکان‌ها، سوختگی در کارگاه‌های روغن‌کشی، وEven بهره‌کشی جنسی از دختران خردسال خبر می‌دهند.

اقتصاد سنتی و نقش نامرئی زنان و کودکان

اقتصاد سنتی بازار، بر پایه تقسیم کار جنسیتی و سنی بنا شده بود. زنان و کودکان، اگرچه به لحاظ قانونی و اجتماعی در حاشیه قرار داشتند، اما نقشی محوری در چرخه تولید، توزیع، وEven مصرف ایفا می‌کردند. به عنوان مثال:

  • نیروی کار ارزان: دستمزدهای پایین زنان و کودکان، هزینه‌های تولید را کاهش می‌داد و به بازاریان اجازه می‌داد تا قیمت‌ها را رقابتی نگه دارند.
  • حفظ فرهنگ و مهارت: زنان و کودکان، وارثان مهارت‌های سنتی همچون بافندگی، گل‌دوزی، وEven دانش محلی درباره گیاهان دارویی بودند که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد.
  • پایداری اجتماعی: حضور زنان و کودکان در بازار، به نوعی «چسب اجتماعی» بود که روابط میان خانواده‌ها، همسایگان، وEven کسبه را تقویت می‌کرد. بازار، علاوه بر نقش اقتصادی، به عنوان فضایی برایsocial interaction عمل می‌کرد.

با این حال، این نقش‌ها اغلب نادیده گرفته می‌شدند. گزارش‌های دوره پهلوی اول، از جمله اسناد منتشرشده در «روزنامه اطلاعات»، نشان می‌دهد که دولت‌ها و اصلاح‌طلبان دوران خود، به‌دنبال حذف تدریجی زنان و کودکان از بازار بودند تا فضای آن را «مدرن» و «مردانه» سازند. این سیاست‌ها، هرچند در کوتاه‌مدت به کاهش حضور زنان در فضای عمومی انجامید، اما در بلندمدت، بسیاری از مهارت‌های سنتی را از بین برد.

بازار امروز و میراث پنهان

امروزه، بازار بزرگ تهران دستخوش تغییرات بسیاری شده است. حضور زنان در مقام خریدار، فروشنده، وEven مالک دکان، به مراتب گسترده‌تر از گذشته است. با این حال، بسیاری از نقش‌های سنتی زنان و کودکان هنوز در حاشیه باقی مانده‌اند. برای مثال، بسیاری از زنان، به عنوان «دستیاران خانگی»، همچنان کالاهایی همچون ترشیجات، شیرینی، وEven صنایع دستی را در خانه تولید می‌کنند و مردان آنان را به بازار می‌فروشند. کودکان نیز، هرچند دیگر به عنوان «بچه‌های بازار» شناخته نمی‌شوند، اما در کارگاه‌های کوچک و به صورت غیررسمی به کار گرفته می‌شوند.

بررسی این میراث پنهان، اهمیت بسیاری دارد. زیرا:

  • تاریخ اجتماعی را بازتعریف می‌کند: روایت‌های زنان و کودکان، لایه‌های پنهان تاریخ اقتصادی و اجتماعی را آشکار می‌سازد.
  • به چالش کشیدن روایت‌های مردانه: بیشتر تاریخ‌نگاری‌های اقتصادی، بر نقش مردان متمرکز بوده‌اند. در حالی که زنان و کودکان، ستون‌های نامرئی این ساختار بودند.
  • آگاهی‌بخشی در عصر حاضر: شناخت این تاریخ، به درک بهتر چالش‌های امروزی زنان و کودکان در بازارهای سنتی کمک می‌کند و می‌تواند پایه‌ای برای سیاست‌گذاری‌های عادلانه‌تر باشد.

جمع‌بندی: از حاشیه تا مرکز

بازار بزرگ تهران، بیش از آنکه یک مکان تجاری باشد، یک نهاد اجتماعی است که سرنوشت نسل‌های بسیاری را رقم زده است. زنان و کودکان، اگرچه در حاشیه تاریخ مکتوب قرار داشتند، اما بدون آنان، این نهاد هرگز نمی‌توانست به حیات خود ادامه دهد. روایت آنان، نه‌تنها به غنای تاریخ اقتصادی ایران می‌افزاید، بلکه به ما می‌آموزد که در هر جامعه‌ای، نقش‌های نامرئی، سنگ بنای ساختارهای به ظاهر آشکار هستند.

بازار بزرگ تهران، هنوز هم می‌تواند به ما آموزه‌های بسیاری بدهد؛ اگر تنها به دنبال صدای کسانی باشیم که در پس پرده تاریخ زندگی می‌کردند.

نظرات کاربران (0 نظر)

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید

ورود به حساب کاربری

هنوز نظری ثبت نشده است.